
خدا حافظ تا سالی دیگر و مناسکی دیگرساعت یک و نیم بعد از ظهر روز عاشوراست. مأموریت تمام است و سکوت همه جا را فرا گرفته است؛ طبلها و سنجها و شیپورها و بلندگوها همه خاموش شدهاند و هیجانها فروکش کرده است. عزاداران و عزاخواهان و سینه زنان و زنجیر زنان و مداحان و نوحه خوانان و تماشاگران، زیر سقفٔ تکیهها و حسینیهها خزیدهاند و یا مشغول تناول ناهار ظهر عاشورایند و یا منتظر رسیدن دیگ غذا.جماعتی هم در جوار همان تکیهها و حسینیهها در سایهٔ دیواری یا درختی به این امید که یک یا چند پرس غذا نصیبشان شود، منتظر نشستهاند. افراد انگشت شماری هم در خیابان به چشم میخورند که به امید به دست آوردن غذا با شتاب به سمت مساجد یا حسینیهها در حرکتند... در اینکه مراسمات تمام شده و عرضه و تقاضای ناهار نذری هم سنتی حسنه در ...
ادامه مطلب
"در زندگی توده مردم ما - که زندگیش توده ای انباشته از عقده ها و رنج ها و جراحت ها است و آرزوهای مرده و امیدهای به باد رفته و خواستن های سرکوفته و عشق های بی سرانجام و خشم های فروخورده، و همه نبایستن و نخواستن و نتوانستن و نگذاشتن و نشدن و نگفتن و نرفتن و نه، و نه، و نه ! عاشورا زانوی مهربان سرنهادن و دامن مَحرَم گریستن نیز هست و در این فاجعهٔ هولناک بشری هر کس فاجعهٔ خویش را نیز مینالد و دل هایی که، در این روزگار، نه حق انتخاب، که حق احساس، و چشم هایی که نه نگاه، که حق اشک، و حلقوم هایی که نه فریاد، که حق ناله نیز ندارند، از عاشورا است که حق های از دست رفتهٔ خ...
ادامه مطلب
صبح روز عاشورای ۹۵ استحمزه علی نصیری ۹۵/۷/۲۱صبح روز عاشورای ۹۵ است. از دو روز پیش صدای پیاده شدن دیگ و کفگیر و اجاق و استقرار بساط حلیم پزی، در پارکینگ همسایهٔ بغلی بلند است. این پنجمین سال متوالی ست که چنین بساط و برنامه ای در اینجا برپاست. از دیروز بعد از ظهر افراد رنگارنگی که هیچوقت ندیده ام، در رفت و آمدند. صدای به هم خوردن دیگ و کفگیر و قیل و قال حلیم پزان یک ریز و پی در پی به آسمان بلند است. هر از گاهی از میان این قیل و قال ها صدای صلوات نیز به گوش می رسد. شب عاشورا به این منوال سپری شده است. اکنون ساعت ۶ صبح روز عاشوراست. بانگ دیگ و کفگیر و قیل و قال کفگی...
ادامه مطلب