
واژهها سفر میکنند✍ حمزهعلی نصیری هوایی که در آن نفس میکشید مال کدام سرزمین است؟نسیمی که بر آبادیتان میوزد و تنتان را به نرمی مینوازد، از کجا میآید؟قطرههای باران و بلورهای برف و دانههای تگرگی که بر مزارع و مراتع و باغهایتان میریزد و کشتزارهایتان را بارور میسازد و سرزمینتان را حیات مکرر میبخشد، خواستگاهشان کجاست؟ابرهای باروری که چشمهها و چاههایتان را لبریز میسازند و رودخانههای تان را در شریانهای آبادیهایتان به جریان میاندازند، از کجا برمیخیزند؟لابد همگان میدانند که "ابر و باد و مه و خورشید و فلک" انحصار نمیپذیرند و در هیچ چارچوبی از جغرافیا نمیگنجند و همه جا را درمینوردند و... .همهی کسانی که اندک بهرهای از دانش طبیعی/تجربی بردهاند، میدانند که چرخهی آب چیست و میدانند که بادها مرز نمیشناسند. البته اقلیتی هم هستند که بسیار بیش از اینها میفهمند؛ خورشید را گویی فروزان و زمین را یک ابَرزندهای شیدا و سرگشته و حیران در کنار آن میدانند که هر دو در نقطهای از فضای لایتناهی این جهان بیکران پرتاب شدهاند و...واژگانی هم که بشر با آنها تکلم میکند، چنیناند؛ واژهها چونان مولکولهای آب و اکسیژن سیالاند و در سرتاسر زمین سفر میکنند و یکدیگر را، آداب و رسوم و فرهنگها را، ادبیات و هنر را، علم و اندیشه را، عقل و احساس را، سلوک و اخلاق را،... پویا و بارور میکنند.
سروش هشترود...
ما را در سایت سروش هشترود دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 12
تاريخ: جمعه
21 آذر
1404 ساعت: 15:36