بازآفرینی آموزگاری/بازتعریف تدریس بعنوان حرفه‌ای مشارکتی

خرید بک لینک

«بازآفرینی آموزگاری/بازتعریف تدریس بعنوان حرفه‌ای مشارکتی» ✍ حمزه علی نصیری/ گاهنامه فرهیزش/ شماره هجده/ مهر 1404/ ویژه روز جهانی آموزگار این، شعار امسال یونسکو برای روزجهانی معلم است.عبارات و اصطلاحات به کار گرفته شده در این شعار جالب توجهند:بازآفرینی آموزگاری!، بازتعریف تدریس!، حرفه مشارکتی!عبارات و اصطلاحاتی که می‌توان گفت نیروی مسلط بر نهاد آموزشی ما، تقریباً به کلی با آنها بیگانه است!فاصله بین فضای فکری حاکم بر نهاد آموزش در کشور و چشم‌انداز سازمان جهانی یونسکو را می‌توانیم با نیم نگاهی بر همین سه مقوله‌ی زیر دریابیم:فرآیند گزینش معلمان، محتوای آموزش وخروجی دستگاه آموزش و پرورش.ملاکهای تماماً ایدئولوژیکی و سیاست زده‌ی گزینش معلمان، محتوای غالباً ایدئولوژیکی دروس و فضای به شدت تبلیغاتی مدارس، به روشنی گویای فاصله نجومی ما با آنچه سازمان تربیتی و علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) به عنوان نسخه تعالی‌بخش آموزش و پرورش معرفی می‌نماید، می‌باشد. این فاصله را میان خود و کشورهای پیشرو در زمینه‌ی تربیت شروندان درستکار و مسئولیت‌پذیر و ماهر نیز می‌توان دید.اگر، قدرت مسلط بر نهاد آموزش، به شغل آموزگاری به عنوان یک حرفه می‌نگریست و تقویت و توسعه صلاحیت‌های حرفه‌ای معلمان را -آنگونه که بتوانند نیروی کار حرفه‌ای تربیت و به جامعه تحویل دهند- وجهه همّت خود قرار می‌داد و کرامت معلمان را با اعطای دستمزدهای عادلانه و مکفی حفظ می‌کرد، امروز، خروجی آموزش و پرورش این نبود که هست!"حیف این سالها که صرف تحصیل شد". این، سخن پدری‌ست که دو فرزندش سالها راه خانه تا مدرسه و دانشگاه را پیموده‌اند. او می‌گوید: "محمد و هادی سالها دانشگاه رفتند اما بیهوده بود"!البته این فقط پدر محمد و هادی نیست که به بیهودگی آموزه‌های نهاد مدرسه و دانشگاه پی برده و از کرده‌ی خود پشیمان است بلکه هزاران نفر مثل او با تمام‌وجود، بیهودگی این کار را لمس نموده و اقرار می‌کنند که سواد مدرسه‌ای و دانشگاهی‌شان هیچ دردی از آنها دوا نکرده و نمی‌کند و بعد از فارغ‌التحصیلی، برای اشتغال به کار و تأمین معیشت و سازگاری با محیط و کسب مهارتهای ضروری، نیاز به نوآموزی و بازآموزی دارند!"اگر در مدرسه درس است، تا دیپلم بس است"، عنوان یادداشتی‌ست که فقدان آموزش راستین در مدارس را یادآوری و بر ضرورت تُنُک‌سازی برنامه درسی و پالایش محتوای آموزش از موارد غیرکاربردی و بی‌مصرف و بیهوده -که جای بخش علمی و کابردی برنامه درسی را بی‌رحمانه اشغال کرده و فرصت تکرار و تمرین آموزه‌های علمی-مهارتی -حرفه‌ای را از بین می‌برند و زمان آموزش را از حیّز انتفاع ساقط می‌کنند- تأکید می‌کند.اینکه بر بالای درب ندامتگاهها/زندانهای کشور تابلو "مرکز مهارت‌آموزی" نصب کرده‌اند، نیز به صراحت، گویای دریغ آموزش راستین از فرزندان این مملکت در مدرسه و دانشگاه است.در واقع، مسئله فقط "روش" نیست بلکه "محتوا"ست که مسئله‌دار است! و به جرأت می‌توان گفت که معضل محتوای بیهوده و بی‌مصرف، نه فقط بخش عمده مشکل، بلکه منشاء تمام مشکلات و ناکامی‌های آموزشی‌ست. و اگر بتوانیم بر این مشکل فائق آییم -که در شرایط فعلی تقریباً ناممکن به نظر می‌رسد- مسئله بعدی؛ تجدیدنظر در فرایند گزینش معلمان خواهد بود که چیزی شبیه به همین محتوا و حتی بدتر از آن است! ملاک‌های گزینش معلمان که اغلب بر ظواهر افراد و تظاهرات عبادی و عقیدتی تمرکز دارند و ویژگی‌های علمی و مهارتی گزینش شوندگان را به حاشیه می‌رانند، شکاف‌های سرایت ضعف و ناکارآمدی و بی‌حوصلگی و شلختگی و یأس و اضطراب و افسردگی و البته؛ حس پوچی و بیهودگی به ساختار دستگاه تعلیم و تربیت‌اند!متأسفانه گماشتگانی که در هسته‌های گزینش وظیفه غربال‌گری داوطلبان خدمت در آموزش و پرورش را عهده‌دار هستند، پروژه خالص‌سازی با خلوص صددرصدی را با تمرکز بر ظاهر افراد و بازجویی‌های عبادی-عقیدتی و با فروکاستن سنجه‌های لیاقت افراد به قابلیت عبورشان از غربال مدّنظر خود، با جدیت پیش می‌برند و دفع و طرد و حذف اغلب نخبگان از فرایند خدمت را رقم می‌زنند و با چشم‌پوشی بر دانش و فن و هنر و مهارت و تخصص و تعهد و صداقت افراد، نهاد آموزش را از تنوع سلیقه‌ها و استعداد‌ها تهی می‌کنند.سند مکتوب بر این دفع و حذف و طرد فاجعه‌گونه را در دفترچه راهنمای آزمون استخدام آموزش و پرورش سال 1404 نیز مکرر می‌توان دید. (۱)با توجه به اینکه تقریباً همه این ملاک‌ها بر لایه‌های قشری شخصیت افراد تمرکز دارند و به عمق اندیشه و دانش و کارآیی آنان توجه نمی‌کنند، می‌توانند بعنوان درزهای سرایت نکبت به ساختار نهاد تعلیم و تربیت‌ عمل کنند. چرا که هر کس و ناکسی می‌تواند با هر قصد و نیتی و با هر میزان از درماندگی و بی‌لیاقتی، ظاهر خود را مطابق با این ضوابط ظاهرگرا بیاراید و به تنظیمات مورد نظر گزینشگران درآید و در نهادها و سازمانها و دستگاههای اجرایی و نظارتی و قضایی و نظامی و اطلاعاتی و امنیتی ورود و نفوذ کند!بعد از حل دو مسئله یاد شده، نوبتّ اصلاح روش‌ها خواهد بود که شعار روز معلم یونسکو در سال ۲۰۲۵ ، به آن اشاره دارد. اما، ما متأسفانه علاوه بر نقش بازدارندگی دو مسئله فوق‌الاشاره در تحقق آن شعار، مشکل ویژه‌ای نیز در این زمینه داریم.یک پیمایش آزمایشی در سطح ملی، که دکتر مقصود فراستخواه (جامعه‌شناس) با کمک تعدادی از اعضای هئیت علمی دانشگاه های سراسر کشور دربارۀ روحیات و خلقیات اجتماعی ایرانیان به شکل الکترونیکی انجام داده است، نشان از این دارد که تمایل به مشارکت در فعالیتهای گروهی وکارهای تیمی در میان ایرانیان کم است و «ضعف فرهنگ کار جمعی و فعالیت مشترک گروهی» بیش از همه مؤلفه‌های مربوط به این روحیات و خلقیات، قابل توجه و بحث انگیز است!یعنی ایرانی‌ها نیاموخته‌اند که ایده‌ها و اندیشه‌ها و استعدادهای خود را با یکدیگر به اشتراک بگذارند و باهم خوشبخت شوند و لذت موفقیت گروهی و تیمی را باهم بچشند!ما معمولاً به موفقیت فردی می‌اندیشیم. خوی برتری طلبیِ فردی بر روحیه اعتلای اجتماعی در میان ما ایرانیان غلبه دارد. برقرای رقابت‌های فردی میان دانش‌آموزان و تعیین نفرات اول و دوم و سوم حاکی از حاکمیت این طینت در میان ماست. اینکه حتی برخی، موفقیت خود را در شکست دیگران می‌جویند، ریشه در این خصلت نهادینه شده در ضمیر این افراد دارد. با این وصف، هنوز آموزگارانی از جنس دانش و اندیشه در مدارس سراسر کشور حضور دارند که امید است با سرلوحه قرار دادن شعار امسال یونسکو به بازآفرینی نقش آموزگاری خود و بازتعریف امر تدریس بپردازند و برای ایفای بهتر این نقش، از مشارکت همکاران خود بهره جویند و خود نیز تجارب تدریس خود را با دیگران به اشتراک بگذارند. همان کاری که معماران و مهندسان و مکانیک‌ها و کشاورزان مشارکت‌جو و مشارکت‌پذیر انجام می‌دهند و با همرسانی تجارب و دریافت‌های شخصی و فوت و فنّ‌های ظریف حرفه‌ای و ایده‌های آزموده شده، به ارتقاء سطح مهارت‌های یکدیگر و افزایش کیفیّت و مطلوبیّت خدمات مورد انتظار شهروندان کمک می‌کند.اما سوال غم‌انگیز این است که ‌آیا وزارت آموزش و پرورش به عنوان متولی رسمی آموزش، اعتنایی به این شعار یونسکو خواهد کرد؟ و آیا در روز جهانی معلم، یادی آموزگاران خواهد نمود؟ و آیا آموزگاران را به «بازآفرینی آموزگاری/بازتعریف تدریس بعنوان حرفه‌ای مشارکتی» ترغیب خواهد کرد؟پانوشت:(۱) برای نمونه، ضوابط انتخاب اصلح در گزینش معلمان را از صفحه ۸ دفترچه، باهم می‌خوانیم.ضوابط انتخاب اصلح در گزینش معلمان:۱) ایثارگری۲) حضور در عرصه‌های اجتماعی و مذهبی (راهپیمایی، انتخابات، نماز جمعه و جماعت، مراسمات مذهبی و ...) ۳) فعالیت در نهادهای انقلابی۴) رعایت حجاب و پوشش کامل و اسلامی برای آقایان و خانمها. ۵) کسب رتبه‌های برتر علمی، مذهبی، فرهنگی و ورزشی. ۶) داوطلب خدمت در مناطق محروم و شرایط خاص آموزش و پرورش. ۷) پوشش برتر برای مشاغل امور تربیتی، الهیات و معارف اسلامی، دبیری دین و زندگی، قرآن. منبع: گاهنامه فرهیزش/ شماره هجده/ مهر 1404/ ویژه روز جهانی آموزگار

سروش هشترود...

ما را در سایت سروش هشترود دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 16 تاريخ: جمعه 21 آذر 1404 ساعت: 15:36

صفحه بندی