سروش هشترود

متن مرتبط با «پرده» در سایت سروش هشترود نوشته شده است

چهار پرده از احوال این حوالی در کسری از یک شبانه روز

  • نیلوبلاگ

    چهار پرده از احوال این حوالی در کسری از یک شبانه روزحمزهعلی نصیری ۱۴۰۱۰۳۰۲۱) مقارن ده دقیقه بامداد، صدای جیغ و داد خانمی در کوچه بلند میشود و مردم را به سمت پنجرهها میکشاند. زن جوانی با کودکی در بغل، ترسان و لرزان و با صدای بریده بریده میگوید: "داشت فرزندم را از دستم میگرفت". نگاهها در تمام جهات میچرخد. جوانی در انتهای کوچه به سمت زمینهای پر از نخالهی ساختمانی در حال فرار است و در تاریکی شب از نگاه ناظران مضطرب، محوی میشود. داستان از این قرار است؛ خانم جوان بچه کوچکش را بغل کرده و برای خرید چند قلم خوراکی ضروری از بقالی سر کوچه -که فاصلهاش تا خانهی وی تنها ۳۶ متر است- از خانه خارج میشود و زود برمیگردد. اما همزمان با چرخاندن کلید درِ حیاط، جوانی که در کمینش بوده، به قصد ربودن کودک، به وی حم...

    ادامه مطلب