خانه های مان هم به جاده های مان میمانند.؛
سُست اند و جان میستانند!
روزنامه همدلی ۹۶/۹/۲ ص ۱۲
حمزه علی نصیری
سالانه هزاران نفر در اثر سوانح رانندگی در جاده ها کشته میشوند. هزاران کودک و نوجوان، یتیم و بی سرپرست میمانند. هزاران پدر و مادر در ماتم فرزندان خود سیه پوش میگردند!
"براساس آمارهای رسمی، سالانه بیش از ۸۰۰ هزار تصادف در ایران روی میدهد. کشور ما از این نظر در ردیفهای نخست حوادث مرگبار جادهای جهان قرار دارد".
"از بعد از انقلاب تاکنون بیش از ۸۰۰ هزار نفر بر اثر سوانح رانندگی در کشور جان خود را از دست داده اند".
"در طول ۱۰ سال گذشته نیز، بالغ بر ۲۳۵ هزار نفر بر اثر تصادفات رانندگی در کشور جان باخته اند و ۲ میلیون و ۲۲۱ هزار نفر نیز مجروح شده اند".
گفته میشود که حدود «۱۲ درصد مجروحان هم در مسیر انتقال به بیمارستان میمیرند و ۳۸ درصد از این مجروحان نیز در مراکز درمانی فوت میکنند. سیستم امداد و نجات جادهای تکاپوی لازم را برای نجات مجروحان ندارد» .
"سوانح جادهای به دلایل مختلف از جمله خطای انسانی، نقص در وسیله نقلیه و اشکال در ساختار جاده اتفاق میافتد". به عبارت ساده تر، سه عامل اصلی کشتار در تصادفات جادهای، راننده، خودرو و جاده است.
"عوامل انسانی منشاء حدود ۵۲ درصد از تصادفات در ایران به شمار میرود اما وجود خودروهای ناایمن تولید داخل در کنار وجود نقاط حادثهخیز در جادهها و استاندارد نبودن جادههای کشور در بروز تصادفات رانندگی و افزایش آن نقش مهمی دارند". لیکن باید توجه کرد که عوامل مرتبط با جاده و خودرو هرگز مستقل از عوامل انسانی نیستند و این انسان است که جاده نامطمئن میسازد و خودرو ناایمن تحویل مردم میدهد! پس عامل اصلی هر سانحه جادهای انسان است؛ چه در نقش راننده چه در نقش طراح یا سازنده جاده و خودرو.
مسئله زلزله هم چنین است؛ آنچه در هنگام وقوع زمین لرزه جان انسانها را میستاند، خود زلزله نیست بلکه آوار سقف ها و دیوارهاست! سقف و دیواری که انسان طراحی کرده و ساخته است.
آسیبهایی که خانه سازان و خودرو سازان جاده سازان بر آدمها وارد میکنند، بسیار شبیه به هم اند؛ مرگ و معلولیت و مشکلات روانی و خسارات مالی، ارمغان مشترک این سه طیف از فعالان جامعه ماست!
همه ما با پدیده زلزله آشنا هستیم؛ یا در مورد آن، چیزهایی شنیده و خوانده ایم و یا وقوع آن را شخصاً حس و لمس کردهایم. زلزله یکی از وحشتناک ترین پدیده های طبیعی و کابوسی بزرگ برای انسان است.
از زلزله بعنوان یکی از بلایای طبیعی با خسارات و هزینههای جانی و مالی و روانی فراوان نام برده میشود. اما حقیقتاً آنچه در هنگام وقوع زلزله بلای جان انسانها میشود آوار سازههای سُست و متزلزل است نه زلزله! یعنی در رخداد زلزله نیز همانند سانحه جادهای، این عامل انسانی است که سبب کشتار میگردد و فاجعه به بار میآورد!
میدانیم که "ایران از جمله سرزمینهای زلزله خیز جهان است" و در طول دوران های مختلف، زمین لرزه های مهیب و خوفناک با خسارات جانی و مالی و روحی و روانی فراوان و گستردهای را به خود دیده است.
کشور ما به دلیل قرار گرفتن بر روی گسلهای همیشه فعال، دائماً با خطر وقوع زلزله روبروست. همچنانکه برخی از سرزمینها در بعضی از نقاط زمین، همواره در معرض خطر گدازههای آتشفشانی اند و برخی از سرزمینهای ساحلی نیز در معرض موج و سونامی.
"قرار گرفتن ایران بر روی یکی از دو کمربند بزرگ لرزه خیزی جهان، موسوم به آلپ-هیمالیا موجب شده است که هر از چند سالی زمین لرزه مرگباری، خسارات مالی و جانی وسیعی را به کشور تحمیل کند".
مناطق مختلف ایران در دهه های گذشته شاهد زمین لرزه های کوچک و بزرگ زیادی بوده که برخی از آنها بسبار ویران کننده، بوده اند؛
در سال ۱۳۴۷ زمین لرزه ای به بزرگی ۷/۴ ریشتر دشت بیاض را لرزاند که منجر به کشته شدن ۱۰ هزار و ۵۰۰ نفر و تخریب ۶۱ روستا شد.
در سال ۱۳۵۱ منطقه قیر با زمین لرزه ۶/۹ ریشتری لرزید و ۴ هزار نفر را به کام مرگ برد.
زمین لرزه بوئین زهرا در سال ۱۳۴۱ با شدت ۷/۲ ریشتر ۱۰ هزار کشته بر جای گذاشته است!
زلزله طبس با شدت ۷/۷ ریشتر در سال ۱۳۵۷، ۱۹ هزار و ۶۰۰ کشته داشته و ۱۶ روستا را به کلی تخریب کرده است.
زلزله رودبار و منجیل در ۳۱ خرداد ۱۳۶۹ با شدت ۷/۴ ریشتر ۳۵ هزار نفر کشته به همراه داشت.
شهر بم در سال ۱۳۸۲ با زلزله ۶/۵ ریشتری با خاک یکسان شد و ۴۱ هزار نفر در اثر آن جان باختند.
زرند در سال ۱۳۸۳ با شدت ۶/۴ ریشتر لرزید و ۶۱۲ نفر در آن کشته شدند و ۱۰ روستا تخریب شد.
زلزله اهر و ورزقان در سال ۱۳۹۱ با شدت ۶/۲ ریشتر ۲۵۰ کشته و بیش از ۲ هزار مجروح برجا گذاشت.
علاوه بر اینها تعداد ۸ زلزله شدید با قدرت بالای ۶ ریشتر در مناطق مختلف ایران در طی ۵۰ سال اخیر ثبت شده است.
این واقعیّت را نباید فراموش کرد که؛ زمین با اینکه بستری مناسب برای شکل گیری حیات و مکانی امن برای توسعه و تکامل قلمرو زیست جانداران بوده و هست اما همواره تهدیدات و خطرات بالقوه و بالفعل فراوانی نیز در خود نهفته دارد!
ولی خالق عالم در نهاد موجودات زنده نیز، ساز و کارهای لازم برای حفظ جان و آمادگی دفاعی لازم، در برابر تهدیدات و شمّ حس خطر و استعداد دفع و پیشگیری از خطر و خسارت را قرار داده است. اگر نیم نگاهی به دنیای حیوانات بیندازیم، میبینیم که هیچ حیوانی لانه خود را در مسیر سیل بنا نمیکند. هیچ پرندهای آشیانه خود را چنان سُست نمیسازد که با هر بادی فرو ریزد. خلاصه همه جانداران در ساخت آشیانه خود جوانب احتیاط را میسنجند و اصول ایمنی و استحکام را به کار میگیرند و خانه چند روزه و چند ماهه خود را طوری میسازند که با هر باد و بارانی از هم نپاشد. ولی ما با وجود اینکه از شرایط زمین شناختی کشور خود آگاهیم و میدانیم که شهرها و روستاهای مان در روی گسلهای همیشه فعال و در دامنه رشته کوههای جوان در حال رشد و بی ثبات واقع شده اند و میدانیم که هر لحظه امکان وقوع زمین لرزه هست، اما "این آگاهی ها هیچ گاه منجر به برنامه ریزی نشده" و ما را به ساخت سازه های مقاوم وانداشته است!
در عین آگاهی از اینکه هر لحظه ممکن است حرکت و جابجایی صفحات تکتونیکی زمین، به شکستن سنگ بستر زیر خانه ها و مدرسهها و کارخانههای مان بینجامد، باز هم دست روی دست گذاشته و شاهد تکرار تجربههای تلخ میشویم و همه چیز را در آه و افسوس و عزاداری خلاصه میکنیم و همه ویرانی ها و جان باختن ها را تقدیر و مشیت الهی مینامیم و منتظر زمین لرزهای دیگر میمانیم!
آنچه مسلم است این است که از وقوع زلزله نمیتوان جلوگیری کرد اما وسعت تخریب آن را میتوان کاهش داد و از مصائب ناشی از آن در امان ماند. کافیست سازههای مان را مقاوم بسازیم تا با هر تکانی بر سرمان آوار نشوند.
http://www.hamdelidaily.ir/?newsid=40453
سروش هشترود...
ما را در سایت سروش هشترود دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 215
تاريخ: شنبه
7 بهمن
1396 ساعت: 2:16