مرا فریب داده ای
یا که تو هم چون منِ خوش باورِ ساده، ساده ای
خدای را؛
گهی در آسمان و
گَه بگوشه ای از این زمین سرای داده ای
گهی به سردرِ سرایِ خویش و
گاه، بر فراز گنبدی بلند جای داده ای
گهی "اله" خوانده ای و
خلق را به پای او کشانده ای
و گاه، "پادشاه" نام داده و طبق طبق طلا بر آستان و درگهش فشانده ای
برای او؛
حصار، قلعه، برج، بارگاه، دژ، ... بنا نموده ای و
جوی خون به سرزمین قدسی اش کشانده ای .....
مرا فریب داده ای
یا که تو هم چون منِ ساده، ساده ای
تو گفته ای
معبدمان؛
تکیه و دیر و مسجد و کنِشت و خانقاه و ... کنج خانه است
عبادت؛
اعتکاف و روزه و رکوع و ذکر و سجده و نوافل شبانه است
کلید گنجهای آسمان؛
دعای عاشقانه، ندبه های عاجزانه است
هماره راههای آسمان به من نموده
جز کلید غرفه های آن جهان به من نداده ای!...
و این گشاده دستی ات ستودنیست؛
خودت به اندکی از این جهان
فقط به ملک و مکنت همین زمین زیر پای مان
بسنده کرده ای و
جمله ملک آسمان؛
ز پشت بام تا ستارگان
برای من نهاده ای!!!
مرا فریب داده ای
یا که تو هم چون منِ ساده، ساده ای!
حمزه علی نصیری (زمستان 92)
http://shereno.com/59627/54418/493984.html
سروش هشترود...
ما را در سایت سروش هشترود دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 210
تاريخ: شنبه
7 بهمن
1396 ساعت: 2:16