خرید بک لینک

بدون عنوان

بدون عنوان

️بدون عنوان️
در روز جاری در سطح شهر، سه بار به خیابان بسته برخوردم؛ بار اول، مقارن نه صبح، بلوار آموزش و پرورش، محدودۀ شهرداری که چند نفر با در اختیار داشتن یک ماشین سنگین در حال بستن ریسه و پرچم و سیاهپوش کردن آسمانِ بلوار بودند. بار دوم، حوالی ظهر، خیابان شهرداری، که آن را جهت انجام عملیات آسفالت بسته بودند و ماشین‌آلات آسفالتکاری مشغول انجام وظیفه بودند (خرَد و دانش و فناوری در خدمت زندگی). بار سوم مقارن ساعت ۲۱:۳۰، بلوار شمالی شهدای قمی. این سومی، عجیب‌ترین انسدادی بود که تا حالا دیده‌ام؛ مسیر شمال به جنوبِ بلوار را چنان بسته بودند که حتی به اندازۀ عرض شانه‌های یک آدم راه عبور باقی نمانده بود!
اشغال بخشی از مسیرها و میادین و فضاهای عمومی با استقرار ایستگاههای چایخوری و شربت‌خوری و هیئت‌ها، برای همۀ ما پدیده‌ای‌ست عادی و آشنا و چنین صحنه‌هایی را قبلاً زیاد دیده‌ایم و چه بسا بارها همراه با بقیه، خیابان‌ها و کوچه‌ها را جهت انجام مناسک و مراسم دلخواه خود برای ساعاتی از شبانه روز به اندازۀ یک نفر اشغال کرده‌ایم. اما مدیریت عبور و مرور خودروها را هم دیده‌ایم. لیکن، در زمان حاضر، اینجا، راهی برای عبور نبود! هیچ راهی!! هیچ مجرایی جز مفرِّ دور برگردان!!. خودروها به سدّی از پارچۀ سبز می‌رسیدند و ناگزیر گردش به چپ می‌کردند و دور می‌زدند و راه رفته را در جهت عکس و در مسیر جنوب به شمال برمی‌گشتند تا مسیر دیگری برای رسیدن به مقصد خود پیدا کنند. من که از رفتن به سوی مقصد منصرف شدم و به خانه برگشتم. اما آیا کسانی که حد فاصل بین تقاطع بلوار علی‌ابن‌ابیطالب در سمت شمال و میدان ساعت و خیابان مطهری در سمت جنوب آن محدودۀ اشغال شده ساکن‌اند، می‌توانستند از رفتن به خانۀ خود منصرف شوند؟؟؟
آیا ما شاهد گسترش پدیدۀ افراط‌گرایی در اشغال معابر و اماکن عمومی برای انجام مناسک و مراسم هستیم؟
آیا این جریان در حال عبور از مرز مزاحمت‌های قابل چشم‌پوشی، به تزاحمات و دردسرهای نارواست؟
آیا در این میان خردمندی نیست که این جریان را مدیریت کند؟
آیا خردمندان راه خود را از عیاران جدا کرده‌اند؟
✍️ نصیریـ۱۴۰۵۰۳۳۰

برچسب: نویسنده: یونا صادقی تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 13:56

صفحه بندی